سيد غلامرضا روحاني

سید غلامرضا روحانی

سيد غلامرضا روحاني (۲۱ اردیبهشت ۱۲۷۶ خورشیدی تا ۸ شهریور ۱۳۶۴) شاعر طنز پرداز ایرانی است که تخلص مستعار اشعار طنزش اجنه می‌باشد. استاد محمدعلی جمال‌زاده او را رئیس طایفه‌ فکاهی سرایان می‌نامد.

 

زندگي :

پدرش میرزا سید شکرالله متخلص به آزادی و جدش میرزا سید محمد تفرشی متخلص به علی، از شاعران دوره قاجار بودند. غلامرضا روحانی در بیست و یکم اردیبهشت سال ۱۲۷۶ شمسی در مشهد به دنیا آمد. انتشار اشعارش در سال ۱۲۹۸ در حالی که بیش از ۲۲ سال از عمر وی نمی‌گذشت در جرائد و نشریات مختلف تهران از قبیل: گل زرد، امید، نسیم شمال، ناهید و توفیق آغاز گردید.

روحانی در سال ۱۳۰۰ به عضویت انجمن ادبی ایران درآمد. این انجمن ابتدا در منزل شیخ‌الرئیس افسر و بعدها در منزل استاد محمد علی ناصح برقرار گردید. در سال ۱۳۰۲ به همکاری با بعضی کلوپهای نمایش و موسیقی، از جمله جامعه باربد پرداخت که استاد اسماعیل مهرتاش مؤسس آن بود. روحانی شهرهای زیادی برای نمایشنامه‌ها و پیش پرده‌ها سرود که بیشتر، درونمایه فکاهی داشت و بسیاری از آنها بر سر زبانها افتاد.

در سال ۱۳۱۳ مجموعه‌ای از شعرهایش با نام «طلیعه فکاهیات روحانی» با مقدمه سید محمد علی جمال‌زاده چاپ شد که در سال ۱۳۱۴ تجدید چاپ ولی مجدداً پس از مدت کوتاهی در بازار نایاب گردید. بعد از آن مجموعه کاملتری از اشعار و فکاهیات او در سال ۱۳۴۳ تحت عنوان «کلیات اشعار و فکاهیات روحانی, اجنه» در انتشارات سنائی به چاپ رسید.

نظیر اینگونه اشعار فکاهی در دوره جدید ادبیات فارسی خیلی کم و بدین مایه و معیار دیده نشده بود. به مرور ایام اشعار سید غلامرضا روحانی مصدر الهام و سرمشق گرانبهایی برای جوانان با ذوق دیگر گردید بطوریکه امروز ایران دارای یک مکتب «فکاهی» منظوم است.

او در انجمن‌های ادبی نظير حكيم نظامی (وحيد دستگردی)، فرهنگستان (ملك‌الشعرای بهار)، انجمن ادبی شيراز، انجمن ادبی آذرآبادگان، انجمن ادبی تهران، انجمن ادبی حافظ، انجمن ادبی صائب، انجمن ادبی نصر، انجمن ادبی دانشوران، و ديگر انجمن‌ها و محافل ادبی حضور فعال داشته است. روحانی در كلوپهای موسيقی و نمايش نيز هنرآفرين بود و ترانه‌ها و اشعاری فراوان براي كنسرت‌ها، نمايشنامه‌ها به گونه جدی و فكاهی آفريده است.

سید غلامرضا روحانی سرانجام در شهریور سال ۱۳۶۴ شمسی در هشتاد و هفت سالگی در تهران درگذشت. استاد جمال‌زاده او را «رئیس طایفه‌ فکاهی سرایان» می‌نامد و ملک الشعرای بهار نیز در شعر خود، به دنبال ایرج میرزا و سید اشرف‌الدین گیلانی (نسیم شمال) از وی یاد می‌کند.

 

بررسي آثار

روحانی به زبان مردم کوچه و بازار می‌سرود و تکیه کلامها، اصطلاحات و ضرب‌المثلهای معمول زندگی روزمره را به کار می‌برد در عین حال، از رکیک گویی نیز پرهیز داشت. آثار او، از جهت آشنایی با زبان مردم دوران خودش و فرهنگ لغات عامیانه، بسیار قابل توجه‌است و آیینه تمام نمای گفتار، کردار و پندار توده مردم در زمان خودش است. او، به بدیع، عروض و قافیه احاطه کامل داشت و آن‌ها را بدرستی در اشعارش به کار می‌گرفت، با شیوه‌ای که به سادگی و روانی آثارش نیز لطمه‌ای وارد نیاید.

دو عنصری که در شعر او بیش از همه خود نمایی می‌کند، طنز او و تصویر سازی اوست. طنز او شیرین است و به دل می‌نشیند و با خواندنش تبسم بر لبها می‌آورد. زبانش، لطیف است و عفت کلام دارد و تصاویرش چون موجی آرام در دریای خیالات نقش می‌بندد.

سید غلامرضا روحانی با زبان طنز به بیان اوضاع اجتماعی دوران خود می‌پردازد و از دردهایی که مردم ایران به آن مبتلا هستند از افیون، دخان، خرافات، متجددین دروغین، بی دانشی، درد زنان بی یاور، جهل و بیسوادی، جنگ، و تقلید از سیئات عالم غرب سخن می‌گوید و نجات ایران را در تحصیل علم و دانش، دوری از سستی و تنبلی و ایمان واقعی می‌داند.

 

تاثير اشعار روحانی بر اجتماع

مردم امروزه بسياری از اشعار وی را به عنوان ضرب المثل بكار می‌برند بدون آنكه بدانند سراينده آنها كه بوده است. از آن جمله می‌توان به اين موارد اشاره نمود:

  • ماشين مشتی ممدلی - نه بوغ داره نه صندلی
  • حلوای تن تنانی - تا نخوری ندانی
  • افاده‌ها طبق طبق - سگها به دورش وق و وق
  • سپلشت آيد و زن زايد و مهمان برسد

 

كتاب شناسي :

  • طلیعه فکاهیات روحانی, (۱۳۱۳),
  • جلد اول کلیات اشعار و فکاهیات روحانی, اجنه (۱۳۴۳), انتشارات سنایی با مقدمه‌ای از سید محمدعلی جمال‌زاده
  • یکی یک پول خروس - جلد دوم اشعار و فکاهیات روحانی, (زیر چاپ)
  • برهان واضح

نامه عاشقانه ولتر نویسنده فرانسوی به معشوقه‌اش

نامه ولتر به المپ دونور

ولتر (1778 - 1694) نویسنده و فیلسوف فرانسوی این نامه را در زندان به معشوق خود نوشت. وی در سن نوزده سالگی به عنوان وابسته سیاسی همراه سفیر فرانسه به هلند رفت. در آنجا عاشق المپ دونور، دختر فقیر زنی از طبقه پایین اجتماع شد. نه سفیر و نه مادر المپ با ازدواج آن دو موافق نبودند و برای جدا كدن آنها از یكدیگر، ولتر را به زندان انداختند. مدت كوتاهی بعد، ولتر با بالا رفتن از پنجره زندان موفق به فرار شد.

به نام پادشاه مرا در اینجا زندانی كرده اند. می‌توانند جانم را بگیرند ولی عشقم به تو را هرگز. آری عشق زیبای من امشب تو را خواهم دید حتی اگر گردنم را به تیغ جلاد بسپارم. به خاطر خدا دیگر با این حالت غمزده برایم نامه ننویس. باید زنده بمانی و احتیاط كنی. مواظب مادرت كه بدترین دشمنت است باش. چه می‌گویم؟ مواظب همه كس باش، به هیچ كس اعتماد نكن، آماده سفر باش. به محض پیدا شدن ماه در آسمان، هتل را به صورت ناشناس ترك می‌كنم. درشكه ای می‌گیرم و چون باد به سمت شونینگن خواهیم رفت. با خودم كاغذ و جوهر می‌آورم. نامه‌هایمان را در آنجا می‌نویسیم.

اگر مرا دوست داری دوباره به خودت قوت قلب بده و تمام نیرو و حضور ذهن خود را به كار بگیر. مواظب باش مادرت متوجه نشود. همه عكس ها را با خودت بیاور و مطمئن باش كه ترس از بدترین شكنجه‌ها هم مانع خدمتگذاری من به تو نمی‌شود. نه، هیچ چیز قادر نیست مرا از تو جدا سازد. عشق ما عشقی پاك است و تا عمر داریم دوام خواهد داشت. بدرود، حاضرم به خاطر تو هر كاری انجام دهم. لیاقت تو بیش از اینهاست. خداحافظ دلبند عزیزم.

آرو (ولتر)

لاهه 1713

نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش

 

این مطلب را كه بخشی از یكی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است دوستی كه به ما لطف زیادی دارد برایمان فرستاده و توصیه كرده كه همه زوج‌ها این نامه را چندین بار و نه به‌تنهایی كه با هم و در كنار یكدیگر ‌ بخوانند. برای دوست عزیزمان آرزوی خوشبختی و همراهی همیشگی می‌كنیم و این نامه را به همه زوج‌های ایرانی تقدیم می‌كنیم.

نادر ابراهیمی(۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران - ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ، تهران )، داستان‌نویس معاصر ایرانی است

او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌است.

   

همسفر!

در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم

و چون باد می‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا

مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم

یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را

و یك شیوه نگاه كردن را

مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.

هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است

 

عزیز من!

دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.

عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .

من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.

 

عزیز من!

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.

بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .

بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .

اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .

سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.

بیا بحث كنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا كلنجار برویم .

اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.

بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.

من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.

بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

باورهای اشتباه و باورنکردنی در رابطه با خواب

 

 بگویید چگونه می‌خندید، چه جور رفتاری دارید تا بگویم چگونه می خوابید؟

شاید باورتان نشود اما سوالی که پرسیدم واقعا علمی است. محققان می‌گویند کیفیت خواب شما در طول شب وابسته به فعالیت‌های شما در طول روز است. فرقی نمی‌کند شما اهل دیر خوابیدن و دیر بلند شدن باشید یا زود بخوابید و سحرخیز باشید. در رابطه با تاثیر زندگی روزانه بر خواب شبانه عقاید درست و غلطی وجود دارد که در اینجا به آن می‌پردازیم.

 

. ویتامین c جلوی خوابیدن را می‌گیرد اشتباه است.

سختی هضم آب پرتقال در شب و بروز ناراحتی‌های گوارشی است. در این میان ویتامین c نقشی در خوابیدن یا نخوابیدن بازی نمی‌کند.

 

 ورزش کردن برای خوابیدن خوب است هم درست است و هم اشتباه.

فعالیت فیزیکی برای خوابیدن خوب است اما نه از نوع تقویت‌کننده ماهیچه‌ها مثل پیاده‌روی یا ژیمناستیک در آب. این نوع فعالیت‌ها سبب افزایش دمای بدن بعد از 17 ساعت شده و فرد را هوشیار می‌کند، در حالی که کاهش دمای بدن نیاز ضروری برای به خواب رفتن است، پس اگر ورزشکار هستید و مشکل خواب دارید، بهتر است از انجام ورزش‌های شدیدی مثل تنیس و دو خودداری کنید.

 

برخی مواد غذایی خواب‌آورند اشتباه است.

هیچ نوع غذایی وجود ندارد که به شما کمک کند راحت بخوابید. آنچه در خوب خوابیدن به شما کمک می‌کند انتخاب یک رژیم صحیح غذایی و هضم خوب است. شب‌ها هضم پروتئین و چربی‌ها سخت‌تر است چون ما فعالیت زیادی نداریم. غذا نخوردن در شب هم درست نیست چون گرسنگی سبب بیدار شدن شما در طول شب می‌شود.

 

 قهوه جلوی خوابیدن را می‌گیرد اشتباه است.

قهوه می‌تواند مانع از خوابیدن شود اما نه در تمام مردم. این موضوع در رابطه با چای و نوشیدنی‌هایی با پایه کولا هم صادق است.

 

زیاد تلفنی حرف زدن مانع از خوابیدن می‌شود درست است.

تحقیقات نشان داده است سه ساعت حرف زدن با تلفن همراه در طول روز می‌تواند خواب را مختل کند و مانع از برنامه‌ریزی صحیح فرد برای فردایش شود.

 

بودن یا نبودن نور یکسان است اشتباه است.

متخصصان پیشنهاد می‌کنند، صبح‌ پنجره‌ها را باز کنید و اجازه بدهید قبل از بلند شدن از رخت‌خواب حدود یک ساعت نور طبیعی درون اتاق بتابد. سلول‌های چشمی این نور را جذب کرده و به مغز پیام بیدارباش می‌فرستند. این پیام ریتم شب و روز و خواب و بیداری را در بدن تنظیم می‌کند.

 

قبل از خوابیدن نباید از رایانه استفاده کرد درست است.

صفحه مانیتور نور زیادی تولید می‌کند که روی ساعات خواب شما تاثیر می‌گذارد. در ضمن اینترنت وسیله جستجوی بسیار جذابی است که به ویژه استفاده از آن در آخر شب سبب می‌شود فرد گذر ساعت را متوجه نشده و دیر به رخت‌خواب رفته و دچار کمبود خواب شود.

شخصيت شناسی از روی رنگ چشم ها

اگر بتوانیم شخصیت افراد را پیش از داشتن رابطه با آنها بشناسیم و یا حداقل در مورد چگونگی رفتار و اخلاق آنها حدس هایی بزنیم بدون شک این شناخت تاثیرات زیادی در رابطه ما داشته ...

معمولا انسان ها برای بدست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها روبرو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن، امضا» و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است. شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم، گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه درست بکار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد.

در «دنیای درون» امروز به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازیم:

 

رنگ چشم سبز

رنگ چشم سبز، نشان دهنده آنست که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند.

 در تصمیم گیری ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند. این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.

 

رنگ چشم آبی

دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند.

این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت ویژه ای هم به خرج می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.

 

رنگ چشم مشکی

صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی می کنند با هرچه دارند به دیگران کمک کنند. این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.

 

رنگ چشم قهوه ای

چشم قهوه ای، سنبل مهربانی و محبت است و هرچه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه ای ها بسیار خون سردند و هرچه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مند هستند.

 

رنگ چشم خاکستری

صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و سنگین دل هستند.

 

رنگ چشم عسلی

با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند. چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند. 

 جرأت ورزي

بسیاری از افراد هنگام رویارویی با مشکلات زندگی فاقد توانایی‌های لازم برای مقابله با آنها هستند و همین عدم توانایی می‌تواند زمینه‌ساز بسیاری از مشکلات و آسیب‌های روان‌شناختی باشد اما در مقابل عده دیگری می‌توانند از مشکلات و موانع موجود عبور کنند و از دیدگاه همه ما به افراد موفقی تبدیل شوند. روان‌شناسان با بررسی خصوصیات این افراد موفق به یک سری فرآیندهای مشابه دست یافته‌اند که از آن به عنوان راهبردهای مقابله‌ای یا مهارت‌های مقابله با تغییرات زندگی یاد می‌کنند و یکی از موثرترین این مهارت‌ها، مهارت جرأت‌ورزی است. در این باره با دکتر حسین اسعدی، روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شیراز به گفتگو نشسته‌ایم...

 

آقای دکتر! جرأت‌ورزی یعنی چه؟

در یک جمله می‌توان گفت جرأت‌ورزی توانایی ابراز خود و ابراز حقوق خود بدون پایمال کردن حقوق دیگران است. با داشتن این مهارت افراد قادرند که اعتماد به نفس زیادی داشته باشند و موجب برانگیختن حس احترام دیگران شوند و در این شرایط است که تسلط بر موقعیت‌ها و مشکلات روزمره تا حد زیادی آسان می‌شود البته جرأت‌ورزی، جرأت‌مندی، ابراز وجود، قاطعیت و حتی مهارت نه گفتن تا حدودی مشابه هم هستند و همین معنی جرأت‌ورزی را می‌دهند.

 

از کجا بفهمیم که فرد جرأت‌ورزی هستیم یا نه؟

باید گفت افراد در مورد ابراز حقوقشان به چهار دسته تقسیم می‌شوند. گروه اول، افراد بی‌جرأت و منفعلی هستند. شاید ما در ظاهر، آنها را فروتن، از خود گذشته، مهربان و صبور ببینیم اما در باطن این افراد به دلیل اینکه به دیگران اجازه می‌دهند به راحتی حقوق و احساساتشان را نادیده بگیرند، همیشه ناراحت هستند و برای دفاع از حق خود جرأت حرف زدن و مقابله ندارند و به راحتی نظرات دیگران را می‌پذیرند. افراد پرخاشگر، گروه دوم را تشکیل می‌دهند. این گروه حقوق خود را به قیمت نادیده گرفتن حقوق دیگران به دست می‌آورند و در حقیقت جرأت‌مندی را با خشونت اشتباه گرفته‌اند. افراد پرخاشگر بی‌جرأت در گروه سوم قرار می‌گیرند. این گروه از افراد به دلایل مختلف احساس خشم یا خصومت نسبت به دیگران را تحمل می‌کنند اما توانایی بیان آنها را ندارند و حتی نمی‌توانند این احساسات را تحمل کنند و به همین دلیل از روش‌های غیرمستقیم مثل لج کردن، کم‌کاری، قهر و گریه و... بهره می‌گیرند. درنهایت افراد جرأت‌ورز گروه آخر را شامل می‌شوند. این افراد بدون پرخاشگری و یا استفاده از راه‌های غیرمستقیم ابراز هیجانات، تلاش می‌کنند تا حقوق‌شان را به دست بیاورند و به راحتی از این حق نمی‌گذرند. در عین حال، افکار و احساسات خود را صریح بیان می‌کنند و مورد اعتماد و منطقی هم هستند و اگر با نظر جمع مخالف باشند بدون هیچ‌گونه بی‌احترامی، نظرشان را می‌گویند. اگر شما این خصوصیات را دارید، پس می‌توانید نتیجه بگیرید که فرد جرأت‌ورزی هستید.

 

داشتن مهارت جرأت‌ورزی چه‌قدر اهمیت دارد؟

همه ما در زندگی بارها و بارها در موقعیتی قرار گرفته‌ایم که با درخواست و تقاضای اطرافیان، موافق نبوده‌ایم. مثلا یکی از آشنایان که با او رودربایستی داشته‌ایم به ما پیشنهاد شراکت کاری یا مثلا ازدواج داده است. مهارت جرأت‌ورزی به ما کمک می‌کند که معقولانه این تقاضاها را رد کنیم و به جای بیان این جمله که «بگذارید بیشتر فکر کنم» از جمله «من با تمام احترامی که برای شما قایلم اما بنا به دلایلی با این موضوع مخالفم» استفاده کنیم و بیهوده فکرمان را مشغول نگه نداریم البته داشتن این مهارت در برخورد مناسب با مخالفت دیگران، جلوگیری از اعتراض‌های پرخاشگرانه نابه‌جا، تقاضای معقول از دیگران و اعلام موضع خود در تصمیم‌‌های جمعی (حتی اگر تنها مخالف جمع باشیم) نیز به دردمان می‌خورد.

 

آیا این مهارت می‌تواند در کنترل خشم هم به ما کمک کند؟

صد در صد. یکی از مهارت‌های اساسی کنترل خشم همین جرأت‌ورزی است. یعنی فرد جرأت‌مند نه خشم خود را فرو می‌خورد که بعدها به بغض و خشونت و کینه تبدیل شود و نه دست به پرخاشگری می‌زند که رفتارش پشیمانی در پی داشته باشد بلکه قادر خواهد بود در صورت بروز خشم و عصبانیت بدون استرس و رفتار اشتباه، قاطعانه رفتار کند و تصمیم نادرستی نگیرد و با کنترل عواطف و احساسات لحظه‌ای، مدیریت شرایط را برعهده گیرد.

 

چگونه می‌توانیم مهارت جرأت‌ورزی را در خود تقویت کنیم؟

ابتدا باید از موضع خود مطمئن شویم یعنی مشخص کنیم که می‌خواهیم بله بگوییم یا خیر و اگر اطمینان نداریم، برای پاسخ دادن فکر کنیم و از فرد مقابل بخواهیم که موضوع را بیشتر برایمان روشن کند و در دادن پاسخ، تحت تاثیر اطرافیان قرار نگیریم. در عین حال در رفتارهای جرأت‌ورزانه بدن باید راست باشد، سر به سمت بالا نگه داشته شود و رابطه چشمی مستقیم برقرار شود و در صدا و رفتار فرد، اطمینان و قاطعیت کاملا نمایان باشد و بعد موافقت یا مخالفت خود را با کمال احترام بیان کنیم.

تمرین جرأت‌ورزی

فرض کنید دوستتان از شما تقاضا می‌کند که چند ساعتی اتومبیل‌تان را قرض بگیرد و شما مخالفید. اگر بخواهید جرأت‌مندانه رفتار کنید باید از جمله‌ای استفاده کنید که سه بخش کلی دارد. بخش اول با کلمه «من» شروع می‌شود یعنی می‌گویید: «من می‌دانم که در این شرایط به اتومبیل من نیاز داری.» در بخش دوم، دلیل تصمیم خود را عنوان می‌کنید که باید کاملا واضح، روشن و کوتاه باشد: «من می‌دانم که در این شرایط به اتومبیل من نیاز داری اما من در طول روز واقعا به آن نیاز دارم.» بسیاری از افراد فکر می‌کنند بحث همین جا تمام می‌شود اما بخش آخر، اعلام قاطع تصمیم است یعنی بعد از پایان جمله باید بگویید: «متاسفم که نمی‌توانم اتومبیل‌ام را به تو قرض دهم.» فراموش نکنید که لحن شما باید بدون تعارف اما آرام و متین و مهربان باشد. معمولا افراد منطقی با یک یا دو بار شنیدن این جملات سه بخشی قانع می‌شوند البته گاهی نیز با افراد سمجی روبه‌رو می‌شوید که باید از تکنیک‌های خاص مثل تکرار جمله گفته شده با قاطعیت بیشتر، ترک محیط (جرأت‌مندی فزاینده) و عوض کردن موضوع بحث استفاده کنید و یا حتی خود را به خنگی و نفهمیدن بزنید. اگر هم بعد از بیان جمله خود از طرف مقابل عبارت ناخوشایندی مثل «خیلی خودخواهی» را شنیدید، بهترین روش برای مقابله با این افراد سمج این جمله است: «اگر این کار خودخواهی است، پس من خودخواهم!»

شاید در فرهنگ ما یک فرد جرأت‌ورز با یک فرد مغرور و حتی بی‌ادب اشتباه گرفته شود اما اطرافیان با مشاهده رفتارهای جرأت‌مندانه مکرر فرد، مطمئنا شرایط را درک می‌کنند البته به شرطی که فرد در بیان جملات و رفتارهای جرأت‌مندانه، صحیح و منطقی عمل کند و این کار نیاز به آموزش و تمرین دارد.

8 عادت بد که بعد از ازدواج باید ترک کنید!

 

همه ما می خواهیم ازدواج و زندگی خوشبخت و سعادتمندانه ای داشته باشیم. درست است؟ ساری هارر و ریتا دماریا دو نفر از روانشناسان معروف مدعی اند که خوشبختی نتیجه از بین بردن این 8 عادت است که یک ازدواج خوب را زیر و رو می کند. اگر حتی یکی از این عادتها را دارید مقاله زیر را بخوانید.

آیا از عادات بد ازدواج آگاهی دارید؟
در این مقاله، ساری هارر و ریتا دماریا، عادتهایی که شما باید از آن دوری کنید را متذکر می شوند تا یک ازدواج پایدار و مملو از عشق داشته باشید.

1. دلیل و برهان را کنار بگذارید
زندگی، میدان جنگ نیست. نه تنها این کار باعث از بین بردن احساساتتان می شود بلکه حتی همسرتان به طرز زیرکانه ای می فهمد که احساساتش برایتان مهم نیست.


2. محیط خانه را امن نگه داشتن همیشه اثر نمی کند
اگرچه جمله "هرچه تو بگویی عزیزم" محیط خانه را آرام و امن می کند اما شما را در نقش یک همسر فداکار نشان می دهد. شما بایستی گاهی اوقات عصبانی، گاهی اوقات حالت تدافعی و گاهی اوقات هم فداکارانه رفتار کنید. این جالبتر نیست؟


3. حواس پرتی و گیج بودن را دور بریزید
بیش از اندازه فعال بودن وتمرکز نداشتن، در مکالمه بینتان یا در زندگی، صمیمیت و علاقه بینتان را از بین می برد.


4. دست از سرزنش بردارید
می دانیم که خانمها جیغ جیغو هستند. اما با صدای بلند گله و شکایت کردن فقط برای مدت کوتاهی مفید است و باعث نارضایتی و عصبانیت همسرتان می شود.


5. از عیب جویی، انتقاد و مسخره کردن دوری کنید
این تکنیک ها،فردی که به او عشق ورزیدید را تحقیرمی کند. به جای آن، با او محترمانه برخورد کنید، و اجازه دهید با شما مثل یک فرشته برخورد کند، و مسئولیتهایی که هر دو شما موظف به انجام آن هستید را برای داشتن زندگی شاد با هم تقسیم کنید.


6. قلدری نکنید
این کار زشت به همسر شما می فهماند که او در نظر شما هیچ ارزشی ندارد.


7. تدافعی برخورد نکنید
تدافعی برخورد کردن، صحبتها و بحثهای سازنده تان را سرد می کند. اگر اینگونه رفتار کنید، همسرتان دیگر حق صحبت کردن در مورد موضوع مورد بحث را ندارد.


8. یک جانبه تصمیم گیری نکنید
گاهی اوقات، شما می خواهید رنگ حمامتان را به سلیقه خودتان انتخاب کنید. این مانعی ندارد اما اگر بخواهید درمورد پول، زمان، بچه ها و زندگی تان به تنهایی تصمیم گیری کنید، به این معنی است که همسرتان را نادیده گرفته اید و یک طرفه و از جانب او تصمیم گیری کرده اید..

نکته ای که از نظر ساری هارر و ریتا دماریا بسیار حائز اهمیت است، خنده، صمیمیت و علاقه شدید بین همسران، برای امروز، فردا وهمیشه وهمیشه است.

داغ ترين لينك هاي روز

 

دوست داشتنی‌ترین و نفرت انگیزترین خبرهای علمی!!

جدیدترین عکس های منتشر شده از بریتنی اسپیرز این بار با چهره ای متفاوت

عکس های جدید و فوق العاده زیبا از هیلاری داف

راز داوینچی هم کشف شد !!! + عکس ( خیلی جالبه )

تدریس مداحی برای خواهران گرامی ( عکس )

به نظر شما علت این حرکت عجیب چی میتونه باشه ؟؟؟

عکس فرزاد حسنی سوار بر Bmw

ایول داره بابا تو این سنم آره !!!

حواستون باشه ماشینتون رو اینجا پارک نکنید !!! عکس داغ

عکس های باکیفیت و دیدنی از آنجلینا جولی

حکایتی از عبید زاکانی ( آخر خوندنیه )

داستان تاريخي اعدام بابک خرمدين

زن عجیبی که شام را آماده کرد، به بیمارستان رفت، زایمان کرد و برگشت بشقاب‌ها را شست!!

حوادث تلخ زندگی سه هنرمند ایرانی از زبان خودشان

تکذیب شدید خبری درباره بیت امام (ره)

پنج کاری که زنها انجام می‌دهند که باعث فرار مردها می‌شود!

انتخاب خوش هیکل ترین زن هالیوود! (+عکس)

بزرگترین اشتباهات مایکروسافت در سال 2009

قبیله‌ای که هرگاه کسی می‌میرد یک بند انگشت زنان را قطع می‌کنند!! (+عکس)

واکنش شهردار رفسنجان به تغییر نام میدان سردار سازندگی!!!!

8 تستی که نیاز است خانمها انجام دهند

غذاهای موثر بر قوای جنسی مردان

کشف گور دسته جمعی اشکانی در بویراحمد

8 عادت بد که بعد از ازدواج باید ترک کنید!

عکس و بیوگرافی آزاده صمدی بازیگر سریال گاوصندوق

جدیدترین عکس های Beyonce با کیفیت بالا

عکس های جدید و داغ از سحر قریشی و سمانه پاکدل

عكس قديمي از مدرسه دخترانه سال 1304

جدیدترین عکس های منتشر شده از بریتنی اسپیرز این بار با چهره ای متفاوت

ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﻰ ﺍﺟﺒﺎﺭﻯ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﺳﺘﻘﻼلی ها !

خداداد از باند ها می گوید !؟!! داغ داغ

اسرار قتل دختر7ساله در لانه كبوترها

دزد خلاق دادگاهی می‌شود!!

7 روش براي تغيير باورهاي غلط

بیایید خطركنیم

آدم‌ها به آسانی تن به تغییر باورهایی كه طی سالیان دراز به دست آورده‌اند، نمی‌دهند. یكی خود شما. اگر الان كسی بیاید و بهتان بگوید كه عقیده شما درباره فلان چیز غلط است، با او شروع به بحث می‌كنید تا بگویید عقیده‌تان درست است و طرف مقابل را به عقیده خود جلب كنید. باورهای ما گاهی كاری به باورهای بقیه ندارند.

یعنی با هم دچار تداخل نمی‌شوند اما همیشه هم این طور نیست و چیزهایی كه ما به آنها عقیده داریم در تضاد به چیزهایی كه عقیده دوستمان است قرار می‌گیرد. مثلا نظر شما و دوستتان درباره یك دوست ثالث با هم یكی نیست و این باعث چالش و تضاد بین شما می‌شود. زمان می‌گذرد و تضاد همچنان می‌ماند و فاصله ایجاد می‌كند و شما بعد از ماه‌ها تازه می‌فهمید نظر دوستتان درست و نظر شما اشتباه بوده است.

 گاهی هم پیش می‌آید كه متوجه می‌شوید رفتارتان غلط است و می‌خواهید آن را تغییر بدهید اما نمی‌دانید چگونه. برای تغییر یك رفتار یا یك باور غلط باید چند كار را انجام دهید:

1 - رفتاری را كه می‌خواهید آن را در دیگران تغییر دهید، شناسایی كنید. عكس‌العملی را كه می‌خواهید تغییر دهید، برای خود مشخص و روشن كنید.

2 - در مورد حسی كه هر رفتار در شما ایجاد می‌كند فكر كنید. وقتی به آینه نگاه می‌كنید، چه حس‌هایی در شما ایجاد می شود؛ عصبانیت، ترس یا ناراحتی؟

3 - باورها و تجربیات قبلی را كه به احساسات كنونی شما ربط پیدا می‌كنند مشخص كنید. سعی كنید در مورد چگونگی ارتباط یك عكس‌العمل با گذشته خود فكر كنید؛ حتی این گذشته می‌تواند به دوران كودكی شما برگردد. چه باورهایی را از آن تجربیات همراه آورده‌اید؟ چگونه این عكس‌العمل آنها را تقویت می‌كند؟

4 - حال باید متوجه شوید كه شما در حال نقش بازی كردن و درگیر شدن در عكس‌العملی هستید كه می‌بینید. اكنون باید یك راه حل عملی برای تغییر باورهایی كه ناشی از رفتار دیگران در قبال شماست، بیابید.

وقتی احساسات و باورهای خود را تنظیم كردید، خواهید دید كه رفتار اطرافیان و انعكاس در محیط اطراف با واقعیات درونی جدید شما تنظیم می‌شود. در این میان، 3 امكان در ارتباط با اشخاص خاصی كه تمایل به تغییرشان دارید وجود دارد:

1 - در وهله اول ممكن است رفتار آنها براساس باورهای جدید شما و عكس‌العمل‌های جدیدتان در مقابل آنها شكل گیرد. این مورد مواقعی اتفاق می‌افتد كه آنها هم آماده تغییر خودشان باشند یا رفتارشان عكس‌العملی باشد به آنچه كه شما در مقابل آن انجام داده‌اید.

مثلا یك زن می‌خواهد همسرش را تغییر دهد. او احساس می‌كند شوهرش عشق خود را به اندازه كافی ابراز نمی‌كند. پس به خود نگاه می‌كند تا باورهای خود را راجع به عشق تغییر دهد. هنگام انجام این كار، دوست داشتنی‌تر و در مقابل شوهرش قدرشناس‌تر می‌شود. در عوض، شوهر هم با همسرش با همان عشق اولیه رفتار می‌كند.

این داستان می‌تواند به نحوی ناخوشایند هم آغاز شود. مثلا همسر با عصبانیت و خصومت به شوهرش پاسخ دهد. شوهر هم عشق‌ورزی خود را كمتر می‌كند، زیرا هیچ عشقی از جانب همسرش حس نمی‌كند. این قصه ادامه می‌یابد تا این كه یكی از همسران در باورها و عكس‌العمل‌های خود تغییر ایجاد كند. باورهای عاشقانه و رفتار مطابق آن، باعث پاسخ‌های عاشقانه می‌شود.

2 - ممكن است تغییرات درونی شما، شخصی را كه مایل به تغییرش هستید به خروج از زندگی‌تان برانگیزد. اگر باورهای شما مطابق با رفتار شخص خاصی بوده، وقتی باورهایتان تغییر می‌كند، آن شخص اگر آمادگی تغییر خود را نداشته باشد از زندگی شما خارج می‌شود. مثلا اگر مرتب اظهار كنید كه اعتماد به نفستان پایین است، رئیستان هم طوری با شما برخورد می‌كند كه گویا شما شخص غیرمستقلی هستید و نیاز به كمك یك نفر دیگر دارید. اگر شما اعتماد به نفستان را بهبود بدهید، می‌توانید شغلی جدید پیدا كنید كه به ارتباطات قبلی شما پایان بدهد یا ناچار رفتار رئیستان عوض می‌شود.

در هر تغییری، نیاز به یافتن ارتباطات جدید وجود دارد تا شما را از باورهای قبلی‌تان جدا كند. این نیاز لزوما بد نیست. این فقط به این معناست كه شخصی كه می‌خواستید تغییر دهید نمی‌تواند رفتارش را تغییر دهد كه این حق هر انسانی است. پس ناخواسته او از زندگی‌تان خارج می‌شود.

3 - براساس مورد شماره 2، اگر این شخص ارزش زیادی برای شما دارد، شما این حق انتخاب را دارید كه ارتباطتان را با او ادامه دهید، اما بدانید كه رفتار او همانی است كه بوده. شما می‌توانید روی چگونگی واكنش خود در مقابل او و درونی كردن ارتباطات خود با او كار كنید، ولی واقعا چرا برخی از مردم در مقابل هر تغییری مقاومت می‌كنند؟

در این مجال به 7 دلیل در این باره اشاره شده است:

1 - خطر تغییر در نظر برخی از افراد، بزرگ‌تر از خطر ماندن در شرایط موجود است.

تغییر، نیازمند نوعی اعتقاد است. شما تصمیم به حركت در مسیری ناشناخته می‌گیرید؛ به این امید كه چیز بهتری برایتان روی دهد، اما هیچ مدركی از بهتر شدن اوضاع در آینده ندارید. داشتن این اعتقاد نوعی خطرپذیری است. شما گام‌های فعالی به سمت امری ناشناخته برمی‌دارید كه واقعا به آن باور دارید و شاید از آن مهم‌تر این‌كه آن را احساس می‌كنید و فكر می‌كنید كه خطر ماندن در شرایط فعلی، بزرگ‌تر از حركت به سمت مسیر جدید است. تغییر در واقع مدیریت خطر است. اگر شما در حال تغییر هستید، مطمئن باشید كه یك سفر جدید را در پیش دارید. در واقع شما باید خطر تغییر شرایط را بپذیرید.

2 - مردم احساس ارتباط و نزدیكی با افراد و روش‌هایی می‌كنند كه قبلا وجود داشته‌اند.

ما موجوداتی اجتماعی هستیم. دوست داریم ارتباط خود را با آنچه می‌شناسیم حفظ كنیم؛ با كسانی كه به ما درس آموخته‌اند، به ما نزدیك شده‌اند و حتی با كسانی كه گاهی به ضرر ما عمل كرده‌اند. ما همچون مفتولی سخت شده‌ایم و علاقه‌ای به تغییر نداریم. اگر شما از افراد یك سازمان بخواهید كاری را به شیوه‌ای جدید انجام دهند، حتی اگر آن راه بسیار هم منطقی به نظر برسد، اما به هر حال شما باید در مقابل مقاومت آنها ایستادگی كنید، زیرا همه آنها به راه قبلی‌شان دلبستگی دارند.

3 - مردم هیچ الگویی برای فعالیت جدید ندارند.

هرگز نیروی خیال را دست‌كم نگیرید. شما می‌توانید از رویا استفاده كنید و قوه تخیل خود را برای خلق امكان‌های جدیدی كه در حال حاضر وجود ندارند بكار ببرید، اما بیشتر مردم چنین كاری را انجام نمی‌دهند. برای بیشتر مردم، دیدن ایجاد باور می‌شود. آنها احساس می‌كنند كه اگر چیزی را ندیده باشند پس دلایل كافی برای انجام آن ندارند، اما شما می‌توانید با استفاده از خیال شرایط جدید را برای خود تداعی كنید. بدانید كه تعریف كمتر و دلایل منطقی بیشتر باعث غلبه بر مقاومت در مقابل تغییر می‌شود.

4 - مردم می‌ترسند صلاحیت تغییر را نداشته باشند.

گاهی تغییر در عملكرد، تغییر در مهارت و تغییراتی دیگر باید صورت گیرد كه برخی افراد حس می‌كنند توانایی عبور از این مراحل را ندارند. آنها فكر می‌كنند نمی‌توانند آن كارها را خوب انجام دهند. البته برخی از افراد درست فكر می‌كنند اما در بیشتر موارد، ترس آنها بی‌پایه و اساس است. آنها برای تغییر، نیاز به تشویق از جانب فرد دیگری دارند تا در خود انگیزه ایجاد كنند.

5 - افراد، احساس خستگی و مشغله زیاد می‌كنند.

خستگی، تلاش برای تغییر را از بین می‌برد. اگر مثلا شما باور دارید كه باید سیگار را ترك كنید، اما ده‌ها پروژه برای انجام و چند بچه قد و نیم قد برای نگهداری دارید، راحت‌ترین راه به تعویق انداختن پروژه ترك سیگار است. وقتی شما یك تغییر را برای خود تعریف می‌كنید، باید مراقب مشغله‌های كاری دیگر هم باشید، زیرا این عاملی است كه مردم را ازحركت به سمت هدف بازمی‌دارد حتی اگر كاملا به عاقلانه بودن آن تغییر واقف باشند و به آن باور داشته باشند. در این حالت بهتر است دوباره به خود، خطر ماندن در شرایط فعلی را یادآوری كنید و دلایل منطقی تغییر را برای خود بیان كنید.

6 - مردم در مورد باورها و ایده‌های خود شك دارند و می‌خواهند در مورد ایده‌‌های جدید مطمئن شوند.

مهم است بدانید كه فقط تعداد كمی از تغییرات هستند كه سرانجام‌شان از ابتدا مشخص است و برای آزمودن بقیه تغییرات نیاز به طی مسیری طولانی وجود دارد. بسیاری از انتقاداتی كه درباره ایده‌ها وجود دارد بیشتر براساس ترس است، نه منطق.

7 - مردم احساس می‌كنند كه تغییر پیشنهادی، باورهای آنها را تهدید می‌كند


4 نوع از زنانی که مردان را از خودشان دور می‌کنند!

در این مقاله 4 نوع از زنانی که مردان از آنها دوری می‌کنند را توصیف می‌کنیم. امیدواریم شما جزء آنها نباشید.

1. ملکه‌های عیب جو

ملکه نمایش یک نوع شخصیتی است که بسیاری از خانمها را شامل می‌شود. این خانمها معتقدند که همه چیز یا خیلی خوب است یا خیلی بد. معنای لغوی ملکه، شخصی است دارای بی نهایت عکس العمل‌های احساساتی و مهیج.

هیچ حد وسطی برای این دخترها وجود ندارد. همه چیز یا بسیار عالی است یا فوق العاده وحشتناک. در ارتباطاتشان هم عیب جو، نالان، نق نقو، و اغلب اوقات بی حوصله هستند. همیشه نیازمند این هستند که چیزی بگویند. از نظر آنها هیچ چیز درست نیست. علاوه بر این، این خانمها، انواع و اقسام روش‌ها را امتحان می‌کنند تا نظر آقایان را به خودشان جلب کنند. درصورتی که بحران‌های زیادی پیش روی آنهاست و آنها به دنبال کسی هستند که نجاتشان دهد.

 

2. پرنسس‌های خونسرد

این نوع از خانمها مطمئنا همسرانشان را هم مانند خودشان سرد و افسرده می‌کنند. آیا شما به همسرتان در جمع بی احترامی می‌کنید و با او بد رفتار می‌کنید؟ آیا همسرتان شما را گاهی کناره گیر توصیف می‌کند؟ با او گرم و صمیمی باشید چرا که او به خاطر همین رفتارهاست که تا دیروقت کار می‌کند و با زدن یک تلفن از آمدن به آن قصر یخی(خانه) عذر و بهانه می‌آورد.

 

3. خانم‌های اهل پز

این نوع از زنان اغلب خودشان را به رخ دیگران می‌کشند و معمولا موارد بسیاری برای خودنمایی مقابل دیگران دارند. او می‌تواند خودش را در قالب یک شخصی در سمت رئیس، یا صاحب یک مرسدس بنز نشان دهد. تا زمانی که او به این کارش ادامه می‌دهد همسرش هم تاوان این فضائل و کمالات را می‌دهد. در مواقعی که زن صحبت می‌کند همسرش ساکت است تا مبادا نسبت به صحبتهای زنش مخالفت کند. مشکل این زنان این است که آنها از همه موقعیت‌ها استفاده می‌کنند تا خودشان را به رخ دیگران بکشند و با این کارشان همسرشان را ناراحت و آزرده خاطر می‌کنند.

 

4. خانم‌های درحال تغییر

این خانمها در برخورد اول با آقایان بسیار خوب و دلنشین به نظر می‌رسند. آنها تمایلات جنسی بالایی دارند و اغلب لباسهای کوتاه بسیار جذابی می‌پوشند. همیشه آرایش می‌کنند و بسیار آرام صحبت می‌کنند. همیشه مراقب هستند موهایشان آشفته نشود و این را به همسرانشان هم تذکر می‌دهند. آنها به همسرشان کمی اخم می‌کنند، لبهایشان را جمع می‌کنند و سرشان را هم به طرف همسرشان کمی خم می‌کنند. قبلا او هیچ کدام از این مشخصات را نداشت اما درحال حاضر همه این ویژگی‌ها را داراست. زمانی که همسرش از محل کار به خانه می‌رسد، احساس می‌کند که با زن جدیدی رو به رو شده است. چنین تغییر چشمگیری حس اعتماد و اطمینان بین آنها را کم می‌کند. مرد در این لحظه نمی‌داند چه اتفاقی افتاده و فکر می‌کند که او را قبلا می‌شناخته است.

در اینجا شما با زنانی که مردان از آنها دوری می‌کنند آشنا شدید. مردان فقط زنانی را می‌خواهند که خودشان(واقعی) باشند. زنان سرد، زنان اهل پز، درحال تغییر را فراموش کنید. اجازه دهید همسرتان شما را هر آنچه که هستید ببیند و عاشقتان شود.

ارتباط رنگ چايي با افسردگي

اگر دچار افسردگی با نا امیدی شده اید به شما توصیه می کنیم رنگ چای تان را عوض کنید؟ آیا می دانید منظور از رنگ چایتان را تغییر دهید ، چیست ؟

پژوهشگران ژاپنی در تحقیقات جدید خود نشان داده‌اند که مردان و زنان مسنی که در روز یک یا چند فنجان چای سبز می‌نوشند، کمتر دچار احساس پیری و افسردگی می‌شوند.

 این محققان با مطالعه روی گروهی از زنان و مردان 70 سال یا مسن‌تر دریافته‌اند؛ سالمندانی که روزانه دست کم چهار فنجان چای سبز می‌نوشند، 44 درصد کمتر از همسالان خود علائم افسردگی را نشان می‌دهند. این در حالی است که در مطالعات اولیه روی یک هزار و 58 سالمند نسبتا سالم نیز معلوم شد که مصرف چای سبز، باعث کاهش اضطراب‌ها و تنش‌های روانی می‌شود.

از کل افرادی که در این تحقیق شرکت کرده بودند حدود 34 درصد از مردان و 39 درصد از زنان علائمی از افسردگی داشتند که این علائم در 20 درصد مردان و 24 درصد زنان شدید بود.

با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، محققان تاکید کردند که تاثیرات مشخص پیشگرانه و محافظتی حاصل از مصرف چای سبز برای مقابله با افسردگی تحت تاثیر شرایط فردی همچون وضعیت اقتصادی، جنسیت، رژیم غذایی یا سابقه مشکلات پزشکی، مصرف داروهای ضد افسردگی، مصرف دخانیات و فعالیت‌های ورزشی قرار نمی‌گیرد.

از سوی دیگر، در این تحقیق هیچ رابطه‌ای از تاثیر مصرف چای سیاه یا قهوه در کاهش علائم و نشانه‌های افسردگی مشاهده نشده است. به گفته پژوهشگران؛ در چای سبز اسید آمینه‌های تیانین وجود دارد که نقش یک آرام بخش را برای مغز ایفا می‌کند.

از آنجا که انجام مطالعات و بررسی‌های بیشتر برای تایید و اثبات خاصیت ضد افسردگی چای سبز الزامی و حائز اهمیت است، محققان توصیه می‌کنند که باید از مصرف بی‌رویه و بیش از حد این نوشیدنی برای به حداقل رساندن افسردگی خودداری کرد.

گزيده سخنان دكتر علي شريعتي (۱)

- به من تكيه كن! من تمام هستي‌ام را دامني مي‌كنم تا تو سرت را بر آن بنهي! تمام روحم را آغوشي مي‌سازم تا در آن از هراس بياسايي! تمام نيرويي را كه در دوست داشتن دارم، دستي مي‌كنم تا چهره و گيسويت را نوازش كند! خود را، تمام خود را به تو مي‌سپارم تا هر چه بخواهي از آن بياشامي، از آن برگيري، هر چه بخواهي از آن بسازي، هر گونه بخواهي، باشم! از اين لحظه مرا داشته باش!

- من از هيچ كس گله‌اي ندارم، از هيچ كس توقعي ندارم. اگر كسي جانم را از من بگيرد، قلبم را از حلقومم بيرون آورد و دور بريزد، تمام عمر آزارم دهد، آتشم بزند، هر كاري كند، صبر مي‌كنم. از او ناراضي نخواهم بود. او را بد نخواهم دانست. به او بد نخواهم گفت. مي‌دانم كه انسان‌ها، دل‌ها، انديشه‌ها و زندگي‌ها همه بازيچه‌هاي دست تقديرند.

- مگر نمي‌داني بزرگترين دشمن آدمي فهم اوست؟ تا مي‌تواني خر باش تا خوش باشي!

- اي خداي بزرگ! تو چه باشي و چه نباشي، من اكنون سخت به تو نيازمندم. تنها به اين نيازمندم كه تو باشي.

- ايمان بي عشق، اسارت در ديگران است و عشق بي ايمان، اسارت در خود.

- وطن آدمي، ايمان آدمي است نه خاك آدمي.

- انسان آهنگي است كه خدا سروده است.

- دعا هرگز جانشين وظيفه نمي‌شود.

- نيايش، معراج به سوي ابديّت، پرواز به قله‌ي مطلق و صعود به ماوراي آن چه هست.

- در دنيا و آخرت، جز از خود، از هيچ‌كس نبايد ترسيد.

- پرستش، عالي‌ترين احساس دوست‌داشتن است.

- بزرگي و كوچكي عمل ارزش ندارد. جهت عمل است كه ارزش دارد.

- امروز ما به شناختن نيازمنديم، نه به اعتقاد و عدم اعتقاد.

- تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت، تنها سلاح منافق.

- براي به خدا رسيدن، به جاي شناخت و عقش، بكوش تا خدايي بشوي.

- روح‌هاي بزرگتر به دورتر از دنيا مي‌انديشند، آخرتي ترند، بنابراين منتظرند.

- فاطمه: نخستين قرباني غضب و فرياد اعتراض مظلوم.

- علي: نخستين حق محكوم اشرافيت و نفاق.

- قرآن كتابي است كه به نام خدا آغاز مي‌شود و به نام مردم پايان مي‌يابد!.

- آدمهايي كه هيچ وقت احتايج به تنهايي ندارند، معمولاً آدم‌هايي كم مايه‌اي هستند.

- هر كس آن چنان مي‌ميرد كه زندگي مي‌كند.

- هر كس بيش‌تر آگاه است، بيشتر مسئول است.

- آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند، و آن ها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند، و گرنه يزيدي‌اند.

- شهادت، رسالت حق‌پرستان عر صر نتوانست‌هاست.

- آخرت محصول طبيعي و منطقي دنيا است.

- كتاب تنها معجزه‌اي است كه همواره مي‌توان ديد.

- مرگي كه ضرري براي هيچ‌كس نداشته باشد، بي‌ارزش‌ترين مرگ‌هاست.

- روح‌هاي بزرگ ار از دو جا مي‌توان شناخت: يكي از نياز بيش‌ترشان و ديگر از دردهاي بيش‌ترشان.

- منتظر نمان كه پرنده‌اي بيايد و پروازت دهد. در پرنده‌ شدن خويش بكوش.

- عشق مي‌تواند جانشين همه‌ي نداشتن‌ها شود.

- دل‌هاي بزرگ و احساس‌هاي بلند، عشق‌هاي زيبا و پرشكوه مي‌آفرينند.

خلاصه از از زندگي نامه دكتر علي شريعتي

دكتر علي شريعتي انديشمند و نويسنده‌ي انقلابي در سال ۱۳۱۱ در روستاي مزينان نزديك مشهد متولد شد، پدرش محمدتقي از اولين معلم‌هاي او بود، تحصيلات ابتدايي و متوسطه‌ي خود را در مشهد به پايان رساند و وارد دانشسراي تربيت معلم شد. او در سال ۱۳۳۵ ازدواج كرد كه ثمره‌ اين ازدواج يك فرزند پسر و سه دختر است.

شريعتي در سال ۱۳۳۸، پس از گرفتن ليسانس و احراز مقام اول با استفاده از بورس تحصيلي به فرانسه رفت.

او پس از سال‌ها مبارزه در ۲۶ ارديبهشت سال ۱۳۵۶ در آپارتمانش در (ثاوت همپتون) انگليس بنا به گفته پزشكان، بر اثر سكته قلبي چشم از دنيا فروبست. جسد او را به شام بردند و در جوار حرم زينب(س) به خاك سپردند.

بلندترين برج جهان

دو تصوير از بلندترين برج جهان در دبي